تبليغاتX
Lets Learn English


I Love You More Than Love
بیش از عشق بر تو عاشقم


when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

I were a flower opening up my petals life
چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند.

when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

I were the waves of the ocean
چون امواج اقیانوس هستم

crashing strongly against the shore
که توفنده وسرکش بر ساحل می کوبد.

when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

I were the rainbow after the strom
چو رنگین کمانی بعد از توفانم

proudly showing my colors
که پر غرور رنگها یش را نشان می دهد.

when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

Everything that is beauiful surrounds us
گویی هر آنچه که زیباست ما را در بر گرفته است.

This is just a very small part of how wonderful I feel when I am with you
این تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است.

Maybe the word love was invented to explain
شاید واژه عشق را ساخته اند

the deep all-encompassing feelings That I have for you
تا احسا س چنان عمیق و هزار سوی من به تو را بیان کند.

but somehow it is not strong enough
اما باز هم این واژه کافی نیست.

But since it is the best word that there is
با این همه چون هنوز بهترین است

Let me tell you a thousand times that
بگذار بگویمت هزاران بار که

I love you more than Love
بیش از عشق بر توعاشقم.


I Love You More Than Love
بیش از عشق بر تو عاشقم

when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

I were a flower opening up my petals life
چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند.

when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

I were the waves of the ocean
چون امواج اقیانوس هستم

crashing strongly against the shore
که توفنده وسرکش بر ساحل می کوبد.

when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

I were the rainbow after the strom
رنگین کمانی بعد از توفانم

proudly showing my colors
که پر غرور رنگها یش را نشان می دهد.

when I am with you it is as if
آن گاه که با توام

Everything that is beauiful surrounds us
گویی هر آنچه که زیباست ما را در بر گرفته است.

This is just a very small part of how wonderful I feel when I am with you
این ها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است.

Maybe the word love was invented to explain
شاید واژه عشق را ساخته اند

the deep all-encompassing feelings That I have for you
تا احسا س چنان عمیق و هزار سوی من به تو را بیان کند.

but somehow it is not strong enough
اما باز هم این واژه کافی نیست.

But since it is the best word that there is
با این همه چون هنوز بهترین است

Let me tell you a thousand times that
بگذار بگویمت هزاران بار که

I love you more than Love
بیش از عشق بر توعاشقم

+ نوشته شده در  Fri 19 Oct 2007ساعت 6:11 PM  توسط mr mahoor  | 



Past Continuoes Tense

این زمان توصیف کننده ی عملی است که به صورت استمرار در گذشته به وقوع بپیوندد.فرمول این زمان هم به صورت زیره

ing + فعل اصلی + was or were + فاعل

مثال: I was teaching at 8 o'clock this morning

* اگر فاعل جمله ی ما I , she , he باشه از was و اگر فاعل جمله ی ما You , we , they باشه از were استفاده میکنیم.

*برای منفی کردن زمان گذشته استمراری کلمه not رو مستقیما بعد از فعل was , were قرار میدیم یا به صورت مخفف از wasn't , weren't استفاده میکنیم

مثال : She wanst studyng at 9 o'click last night

*برای سوالی کردن was , were را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار میدیم

مثال : Were you coming here at 10 o'clock


موارد استفاده زمان گذشته استمراری

۱-این زمان اکثرا با یک زمان گذشته ی ساده همراه هست.

مثال۱: When you came, I was watching TV

مثال۲: While you were playing, I saw you

2-این زمان ممکن است با یک زمان گذشته ی استمراری دیگری نیز به کار رود.

مثال: It was rainig while we were playing football

3-باری نشان دادن عملی که در گذشته چندین بار اتفاق افتاده باشد هم میتوان از گذشته ی استمراری استفاده کرد.

مثال: Whenever I went there, he was working


نکات ریزه میزه!

۱-اگر قسمتی ار یک جمله با when گذشته ساده باشد.بخش دیگر جمله به احتمال قوی یا گذشته ی استمراری است یا ماضی بعید.

مثال: When he came here, we were having lunch

مثال:  When he came here, we had gone to the cinema

2-اگر قسمتی از یک جمله گذشته ی استمراری باشد. بخش دیگر جمله یا گذشته ساده است یا گذشته استمراری

مثال: While he was playing, I went out of the house

مثال: While he was playing, I was having a bath

 

+ نوشته شده در  Thu 27 Sep 2007ساعت 10:53 AM  توسط mr mahoor  | 



simple past tense

زمان گذشته ساده عملی رو توصیف میکنه که در گذسته اتفاق افتاده.فرمول این زمان هم این شکلیه

قید زمان + قید مکان + مفعول + گذشته فعل اصلی + فاعل

مثال: I saw her at the theatre last night

*برای اینکه بتونیم زمان گذشته رو خوب یاد بگیریم لازمه که شکل ماضی ( گذشته ) افعال رو به خوبی بدانیم.

۱-افعال با قاعده- regular verbs

افعال با قاعده افعالی هستن که واسه ساختن گذشته و اسم مفعول به آخر اونا ed ویا d اضافه میکنیم.مثال to work که شکل گذشته ی اون میشه worked . به همین سادگی.فقط یادتون باشه اگه فعلی به e ختم بشه فقط به آخر آن d اضافه میشه.مثل to live که میشه lived.دیدین چقدر آسونه؟

۲-افعال بی قاعده-Irregular verbs

افعال بی قاعده افالی هستن که گذشته و اسم مفعول اونارو خودمون نمیتونیم بسازیم و فقط باید حفظشون کنیم.مثل فعل go که گذشتش میشه went و اسم مفعولش میشه gone.


فرم منفی زمان گذشته ساده

واسه منفی کردن این زمان کمک فعل did را با not بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی قرار میدیم.یا به صورت مخفف از didnt استفاده میکنیم.

مثبت-He went there last night                     منفی-He did not go there last night


فرم سوالی زمان گذشته ساده

برای سوالی کردن زمان گذشته ساده فعل کمکی did رو در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار میدیم.

مثال: Did you go there last night

 

+ نوشته شده در  Thu 27 Sep 2007ساعت 10:22 AM  توسط mr mahoor  | 



Where do I begin

To tell the story of how great a love can be

The sweet love story that is older than the sea

The simple truth about the love she brings to me

Where do I start

With her first hello

She gave a meaning to this empty world of mine

There will never be another love , another time

She came into my life and made the living fine

... She fills my heart

With very special things

With angle songs , with wild imaginings

She fills my soul with so much love

That anywhere I go I am never lonely with her along

+ نوشته شده در  Tue 18 Sep 2007ساعت 10:23 PM  توسط mr mahoor  | 



Present Continuos Tense

این زمان توصیف کننده ی عملی است که به صورت استمرار در لحظه ی حال انجام میشه.فرمول این زمان هم اینه :

ing + فعل اصلی + am is are + فاعل

مثال: I am teaching English now

*منفی کردن این زمان از آب خوردن هم راحتتره.فقط کافیه کلمه نفی not رو مستقیما بعد از am is are

قرار بدیم.مثال: He is not playing in the yard

*برای سوالی کردن این زمان فعل کمکی am is are رو در ابتدای جمله مستقیما قبل از فاعل قرار میدهیم.مثال: Are you looking at the map

** در بیان تمایل یا عادات دائمی هم میتونیم از زمان حال استمراری استفاده کنیم به شرطی که یکی از قیودی که به معنی (دائم و همیشه) باشه در جمله به کار برده شده باشه.

مثال: You are always laughing

*** زمان حال استمراری معمولا با قیود زمانی مانند: now, at present, at this moment, just now, right now, for the time beingبه کار میرود.مثال: At present, the teacher is teaching English

for the time being = در حال حاضر

****اگر ابتدای جمله با وجه امری(مثبت یا منفی)آغاز شود قسمت دیگر جمله به احتمال قوی زمان حال استمراری است.مثال: Listen! Im talking to you

نکته ی مهم: اگه بعد از وجه امری بلافاصله کلمات here و there قرار گیرد به جای حال استمراری باید از زمان حال ساده استفاده کنیم که فعل بر فاعل جمله مقدم است.

Look! The football team is coming here

Look! Here comes the football team

 

+ نوشته شده در  Mon 17 Sep 2007ساعت 12:12 PM  توسط mr mahoor  | 



Three things in life that, once gone, never come back: Time Words Opportunity

Three things in life that may never be lost: Peace Hope Honesty

Three things in life that are most valuable: Love Self-Confidence Friends

Three things in life that are never certain: Dreams Success Fortune

Three things in life that makes a man/woman: Hard work Sincerity Commitment

Three thaings in life that can destroy a man/woman: Alcohol Pride Anger

 Three things in life that, once lost, hard to build up: Respect Trust Friends

Three things in life that never fail: True Love Determination Belief

+ نوشته شده در  Sun 16 Sep 2007ساعت 1:24 PM  توسط mr mahoor  | 



Simple Present Tense

این زمان عملی رو تو توصیف میکنه که به صورت عادت باشه یعنی کاری که زمان خاصی نداره و به طور دائم به وقوع می پیونده.فرمول زمان حال ساده اینجوریه :

subject + verb + object + adverb of place + adverb of time

قید زمان + قید مکان + مفعول + فعل + فاعل

مثال :I see my friend everyday

تبصره : فعل سوم شخص مفرد در زمان حال ساده s یا es میگیرد.مثال:He sees my brother everyday

*منفی کردن زمان حال ساده هم که دیگه مثل آب خوردنه.فقط کافیه از دو فعل کمکی do , does با not استفاده کرد.does not که واسه سوم شخص مفرده و do not برای سایر ضمایر.

مثال : He doesnt speak English well

*سوالی کردن زمان حال ساده هم خیلی آسونه.واسه سوالی کردن هم دوتا کمک فعل do, does رو تو اول جمله قرار میدیم.does واسه سوم شخص مفرد و do برای سایر ضمایر.

مثال : Does he speak english well


موارد استفاده ی زمان حال ساده

۱-Habital actions(اعمال عادتی) مثل : He smokes 20 cigarettes everyday

۲-General Truth(حقیقت کلی و عملی غیر قابل تغییر) مثل : Snow melts in spring

۳-Near Future(آینده ی نزدیک) مثل : I talk to him tonight

۴-The title of the press(عناوین مطبوعات) مثل : Italian Army withdraws

قیود تکرار

مانند often, usually, sometimes, generally, never, ever, seldom, rarely, occasionally از علائم زمان حال ساده هستن و جاشون بعد فاعل و قبل از فعل اصلی هست.

مثال: She usually comes here on time

نکته: افعال ناقص can, may, must, should, ought to اکه با سوم شخص مفرد بیان افعالی که با اونا به کار رفتن s , es  نمیگیرن.مثال: She may com here tomorrow

 

+ نوشته شده در  Fri 14 Sep 2007ساعت 11:24 AM  توسط mr mahoor  | 



In the name of GOD

the compassionate, the merciful

یادگیری زبان انگلیسی تو کشور ما جدیدا خیلی مد شده و هرکی زبانش خوب باشه ملت بهش میگن که خیلی با کلاسی.تو دانشگاه هم اگه کسی زبان بلد نباشه دیگه واقعا وای به حالشه چون حداقل همه یه دو واحدی زبان دارن! بنابراین با توجه به این امر مهم و اینا من تصمیم گرفتم یه وبلاگ بزنم و دانش خودم رو در زمینه ی زبان انگلیسی در اختیار شماها قرار بدم تا شاید بدردتون بخوره! من اول از گرامر شروع میکنم چون اگه کسی گرامرش ضعیف باشه دیگه مکالمه به دردش نمیخوره.تو گرامر هم مهمترین درس زمانها هستش که معمولا خیلی ها توش مشکل دارن.پس با اجازه من از زمانها شروع میکنم و پیش میرم...

+ نوشته شده در  Fri 14 Sep 2007ساعت 10:34 AM  توسط mr mahoor  |